- موضوعات متنوع تربیتی / موضوعات کوتاه
- /
- محاضرات في جامع الطاووسية
احادیثی دربارهی صفات مؤمنان در سرزمینهای مختلفشان:

((مَثَلُ الْمُؤْمِنِينَ فِي تَوَادِّهِمْ وَتَرَاحُمِهِمْ وَتَعَاطُفِهِمْ مَثَلُ الْجَسَدِ الواحد إِذَا اشْتَكَى مِنْهُ عُضْوٌ تَدَاعَى لَهُ سَائِرُ الْجَسَدِ بِالسَّهَرِ وَالْحُمَّى))
((جامعهی با ایمان در دوستی و مهربانی و همدردی به یکدیگر بسان پیکر واحدی است که هرگاه عضوی از آن به درد آید، اعضای دیگر نیز با بیداری و تب ابراز همدردی میکنند.))
((المؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ نَصَحَةٌ مُتَوَادُّونَ، وَإِنِ افْتَرَقَتْ مَنَازِلُهُمْ وَأَبْدَانُهُمْ، وَالْفَجَرَةُ بَعْضُهُمْ لِبَعْضٍ غَشَشَةٌ مُتَخَاذِلُونَ، وَإِنِ اجْتَمَعَتْ مَنَازِلُهُمْ وَأَبْدَانُهُمْ))
((مؤمنان نسبت به همدیگر خیرخواه ودوست هستند گرچه خانهها و نسبهایشان جدا باشد و کفار وفاسدان نسبت یکدیگر خائن و فریبکارند گرچه متحد وخویشاوند باشند))
((والْمُؤْمِنُ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً ثُمَّ شَبَّكَ بَيْنَ أَصَابِعِهِ))
((مؤمن برای مؤمن، به منزله یک ساختمان است كه هر قسمت آن، موجب تقویت قسمت دیگر آن میشود» و (برای نشان دادن حالت آن،) انگشتان دستهای خود را در یکدیگر فرو برد.))
((والْمُسْلِمُونَ تَتَكَافَأُ دِمَاؤُهُمْ، ويَسْعَى بِذِمَّتِهِمْ أَدْنَاهُمْ، وَيُجِيرُ عَلَيْهِمْ أَقْصَاهُمْ، وَهُمْ يَدٌ عَلَى مَنْ سِوَاهُم))
((ارزش خون مسلمانان با يكديگر برابر است و تعهد و امانى كه كوچكترين فرد آنها بدهد براى همه شان محترم است و آنها در برابر بيگانگان، يكدل و يكدست به هم پيوسته ومتحداند.))
((إِنَّ سِلْمَ الْمُؤْمِنِينَ وَاحِدَةٌ، لاَ يُسَالَمُ مُؤْمِنٌ دُونَ مُؤْمِنٍ فِي قِتِالٍ فِي سَبِيلِ اللَّهِ إِلاَّ عَلَى سَوَاءٍ وَعَدْلٍ بَيْنَهُمْ))
((مؤمنان متحد ویکپارچه اند و به هنگام پیکار در راه خدا هیچ مؤمنی نباید جدا از مؤمن دیگر و جز بر پایه برابری و عدالت در میان مؤمنان، با دشمن از در آشتی در آید.))
ويژگیهای مؤمنان در کتاب و سنت معیار دقیق سنجش ایمان ماست:

ناگزیر مسلمان صادق باید اندوه برادران مسلمانش را در جای جای سرزمین اسلامی درک کند و با آنان همدرد باشد و کسی که به امور مسلمین اهمیت ندهد از آنان نیست. اگر مسلمان آرزوی عزت و شرف برای برادران مسلمان خود در سراسر سرزمینهای اسلامی بکند در حقیقت از امور و سرنوشت آنان با خبر است و این یکی از نشانههای ایمان اوست. اگر مسلمان بر همکاری و همیاری و اتحاد مسلمانان حرص ورزد این از نشانههای اخلاص اوست. فردگرایی یک طبیعت است و همکاری گروهی تکلیف و وظیفه است و انسان مؤمن به اندازهی توان با برادران مؤمن خود همکاری میکند. و به اندازهی نیاز از آنان جدا شده و بر فردگراییاش تاکید میکند ولی از روش الهی تجاوز نمیکند. وقتی انسان خود را از سرشت فردگرای خود باز میدارد که در حقیقت متناقض با تکلیف است، این تناقض برای او به قیمت بهشت تمام میشود. و وقتی انسان خود را از سرشت فردی خود باز میدارد و خود را به فرمانبری از الله وادار میکند در این هنگام یکی از راههای ورود به بهشت پروردگارش را به دست آورده است. خداوند متعال میفرماید:
﴿ وَأَمَّا مَنْ خَافَ مَقَامَ رَبِّهِ وَنَهَى النَّفْسَ عَنِ الْهَوَى * فَإِنَّ الْجَنَّةَ هِيَ الْمَأْوَى ﴾
﴿و اما كسى كه از ايستادن در برابر پروردگارش هراسيد و نفس خود را از هوس باز داشت * پس جايگاه او همان بهشت است.﴾
﴿وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَلَيُمَكِّنَنَّ لَهُمْ دِينَهُمُ الَّذِي ارْتَضَى لَهُمْ وَلَيُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً يَعْبُدُونَنِي﴾
﴿خدا به كسانى از شما كه ايمان آورده و كارهاى شايسته كردهاند وعده داده است كه حتما آنان را در اين سرزمين جانشين [خود] قرار دهد همان گونه كه كسانى را كه پيش از آنان بودند جانشين [خود] قرار داد و آن دينى را كه برايشان پسنديده است به سودشان مستقر كند و بيمشان را به ايمنى مبدل گرداند [تا] مرا عبادت كنند.﴾
1ـ پیامبر اکرم در احادیث خود به توصیف گمراهی ای پرداخته که خداوند به نافرمانان وعید داه و دلایل آن را بیان فرموده است:
خداوند متعال در کتاب خود میفرماید:﴿ فَخَلَفَ مِنْ بَعْدِهِمْ خَلْفٌ أَضَاعُوا الصَّلَاةَ وَاتَّبَعُوا الشَّهَوَاتِ فَسَوْفَ يَلْقَوْنَ غَيّاً﴾
﴿آنگاه پس از آنان جانشينانى به جاى ماندند كه نماز را تباه ساخته و از هوسها پيروى كردند و به زودى [سزاى] گمراهى [خود] را خواهند ديد.﴾
((يُوشِكُ الأمَمُ أَنْ تَدَاعَى عَلَيْكُمْ كَمَا تَدَاعَى الأكَلَةُ إِلَى قَصْعَتِهَا، فَقَالَ قَائِلٌ: يا رسول الله وَمِنْ قِلَّةٍ نَحْنُ يَوْمَئِذٍ ؟ قَالَ: بَلْ أَنْتُمْ يَوْمَئِذٍ كَثِيرٌ، وَلَكِنَّكُمْ غُثَاءٌ كَغُثَاءِ السَّيْلِ، وَلَيَنْزَعَنَّ اللَّهُ مِنْ صُدُورِ عَدُوِّكُمُ الْمَهَابَةَ مِنْكُمْ، وَلَيَقْذِفَنَّ اللَّهُ فِي قُلُوبِكُمُ الْوَهْنَ، فَقَالَ قَائِلٌ: يَا رَسُولَ اللَّهِ وَمَا الْوَهْنُ ؟ قَالَ: حُبُّ الدُّنْيَا وَكَرَاهِيَةُ الْمَوْتِ))
((نزدیک است ملتها علیه شما همدیگر را دعوت و حمایت کنند. همانطور که بر سر سفره همدیگر را برای خوردن طعام دعوت میکنند. یکی از حاضرین سؤال کرد، آیا این وضعیت به خاطر آن پیش میآید که تعداد ما مسلمانان کم میشود؟ رسول الله صلی الله علیه وسلم فرمود: خیر، شما در آن ایام از هر زمان دیگر بیشترین آمار را خواهید داشت. اما شما مانند خس و خاشاک بیارزش خواهید بود. خداوند اُبهت و ترس شما را از دل دشمن بیرون خواهد آورد و ضعف و وهن را در دلهایتان میافکند. یکی از حاضرین سوال کرد، منظور از ضعف و وهن چیست؟ فرمود: محبت دنیا و کراهیت و ناپسندیدگی از مرگ.))
ملتها امروز همدیگر را برای جنگ با مسلمانان و در هم شکستن منزلتشان و غارت ثروتهایشان و چپاول اموالشان و غصب زمینهایشان فرا میخوانند، مانند کسی که دیگری را برای خوردن طعام بر سفرهای دعوت میکند و بدون هیچ مخالفتی از آن بر میگیرند و با خیال راحت و لذت تمام آن را میخورند و بدون هیچ مانعی آن را در دست میگیرند و آسیبی نمیبینند و مخالفتی با آنان نمیشود. به این سستی بنگرید که راز ضعف است و مردم را بندهی دنیا و عاشق ظواهر زیبا کرده و شهوات و شبهات و امیال و گرایشهایشان آنان را رهبری میکند و به این سو وآن سو میکشاند. این سستی است. وقتی انسان از دیدار با خدایش کراهیت دارد و در همه جا از مرگ میترسد و حتی از نجوایی هراس دارد و از کوچکترین اشاره به سمت خود وحشت زده میشود و زندگیای را که هرروز بارها در آن میمیرد بر زندگی کریمانه و جاودان بهشت پروردگارش ترجیح میدهد. شگفتی بسیار از این است که نور در مقابل دیدگانشان است و راهبر وفرماندهشان در حضورشان است اما باز هم آنان سرگرم پیروی از رفتار و کردار امتهای دور از خدا هستند. هرگز نمیتوانند راه هدایت را پیدا کنند و به سوی الله راه نمییابند و توصیف احوال آنان از همین بیت زیر بالاتر نمیرود که شاعر گفته است:
كالعِيس في البيداء يقتلها الظمأُ والماء مِنْ فوق ظهورها محمولُ
چون شتری در بیابان که تشنگی او را میکُشد حال که خودش آب بر کمر میکَشد
* * *
2ـ بیان بلایایی که به علت رویگردانی و کوتاهی مسلمانان بر سرشان میآید:

((أَقْبَلَ عَلَيْنَا رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهم عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: يَا مَعْشَرَ الْمُهَاجِرِينَ خَمْسٌ إِذَا ابْتُلِيتُمْ بِهِنَّ وَأَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ تُدْرِكُوهُنَّ: لَمْ تَظْهَرِ الْفَاحِشَةُ فِي قَوْمٍ قَطُّ حَتَّى يُعْلِنُوا بِهَا إِلا فَشَا فِيهِمُ الطَّاعُونُ وَالأَوْجَاعُ الَّتِي لَمْ تَكُنْ مَضَتْ فِي أَسْلافِهِمِ الَّذِينَ مَضَوْا، وَلَمْ يَنْقُصُوا الْمِكْيَالَ وَالْمِيزَانَ إِلا أُخِذُوا بِالسِّنِينَ وَشِدَّةِ الْمَئُونَةِ وَجَوْرِ السُّلْطَانِ عَلَيْهِمْ، وَلَمْ يَمْنَعُوا زَكَاةَ أَمْوَالِهِمْ إِلا مُنِعُوا الْقَطْرَ مِنَ السَّمَاءِ، وَلَوْلا الْبَهَائِمُ لَمْ يُمْطَرُوا، وَلَمْ يَنْقُضُوا عَهْدَ اللَّهِ وَعَهْدَ رَسُولِهِ إِلا سَلَّطَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ عَدُوّاً مِنْ غَيْرِهِمْ، فَأَخَذُ بَعْضَ مَا فِي أَيْدِيهِمْ، وَمَا لَمْ تَحْكُمْ أَئِمَّتُهُمْ بِكِتَابِ اللَّهِ، وَيَتَخَيَّرُوا مِمَّا أَنْزَلَ اللَّهُ إِلا جَعَلَ اللَّهُ بَأْسَهُمْ بَيْنَهُمْ))
(( رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم روی به ما نهاد و فرمود: ای گروه مهاجرین، پنج چیز است که اگر به آنها دچار شدید به خدا پناه ببرید. هرگاه فحشا در قومی شایع شد نشانهاش آن است که در میانشان بیماریها و آفاتی ظهور میکند که در گذشتگان آنان نبوده است. هرگاه در اوزان و مقادیر کاستید، دچار سختی معیشت و سالهای سخت و ستم حاکم خواهید شد. اگر زکات اموال خود را ندهید قطرات باران از آسمان فرود نخواهد آمد هر چند چهارپایان به آب احتیاج داشته باشند. اگر عهد و پیمان میان خود و خدا و رسول را بشکنید دشمنی غیر از خودتان بر شما مسلط خواهد شد که آنچه را که در دست شماست از شما میگیرد و اگر پیشوایان شما به کتاب خداوند حکم نکنند در میانشان دشمنی شدیدی خواهد افتاد.))
خطاب پیامبر اکرم به کشتههای مشرکان در جنگ بدر:
اکنون شما را در بعد زمانی به هفدهم رمضان سال دوم هجری و در بعد مکانی به منطقهی بدر میبریم. مکانی میان مکه و مدینه که اولین جنگ میان مسلمانان و مشرکان در آن اتفاق افتاد و بنگریم به پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که در کنار چاه قلیب – چاهی متروک - ایستاده و گوش کنیم به خطابی که به کشتههای اشراف قریش که در چاه انداخته شده اند، میفرماید:از انس بن مالک روایت شده که رسول الله صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ:
((تَرَكَ قَتْلَى بَدْرٍ ثَلَاثاً ثُمَّ أَتَاهُمْ فَقَامَ عَلَيْهِمْ فَنَادَاهُمْ فَقَالَ: يَا أَبَا جَهْلِ بْنَ هِشَامٍ يَا أُمَيَّةَ بْنَ خَلَفٍ يَا عُتْبَةَ بْنَ رَبِيعَةَ يَا شَيْبَةَ بْنَ رَبِيعَةَ أَلَيْسَ قَدْ وَجَدْتُمْ مَا وَعَدَ رَبُّكُمْ حَقّاً فَإِنِّي قَدْ وَجَدْتُ مَا وَعَدَنِي رَبِّي حَقّاً ؟ فَسَمِعَ عُمَرُ قَوْلَ النَّبِيِّ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ كَيْفَ يَسْمَعُوا وَأَنَّى يُجِيبُوا وَقَدْ جَيَّفُوا ؟ قَالَ: وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ مَا أَنْتُمْ بِأَسْمَعَ لِمَا أَقُولُ مِنْهُمْ وَلَكِنَّهُمْ لَا يَقْدِرُونَ أَنْ يُجِيبُوا ثُمَّ أَمَرَ بِهِمْ فَسُحِبُوا فَأُلْقُوا فِي قَلِيب))
((سه روز کشتگان مشرکان در بدر را رها نمود و سپس نزد آنان آمده و فرمود: ای ابو جهل بن هشام، ای امیه بن خلف، ای عتبه بن ربیعه و ای شیبه بن ربیعه، آیا وعدههایی را که پروردگارتان به شما داده بود را حقیقت یافتید؛ زیرا من وعدههایی را که پروردگارم به ما داده بود را حقیقت یافتیم ". سپس هنگامی که عمر رضی الله عنه این خطاب را شنید به پیامبر صلی الله علیه و سلم گفت: " چطور میشود که صدایت را بشنوند در حالی که گندیده شده و مردهاند؟ پیامبر صلی الله علیه و سلم فرمود: " قسم به آن کسی که جانم در دست اوست، شما از آنها شنواتر نیستید ولی نمیتوانند پاسخ دهند"، سپس دستور داد که آنها را در چاه بدر بیاندازند.))
سپاه مسلمین در بدر بسیار اندک بودند و تجهیزاتشان ناچیز بود و یاران پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم که با ایشان به جهاد رفته بودند بیشتر از سیصد نفر نبودند بلکه کمتر بودند. اما یکی از آنان مانند هزار تا از دشمن بودند وهزار تا از دشمن مانند یکی از آنان بود. آنان به سان علاقهی دشمنان به زندگی، مشتاق مرگ بودند.
نوع فرماندهی که سپاه مسلمین را در شامگاه جنگ بدر به پیروزی رساند:
پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم مانند هر فرماندهی دیگری اندکی پیش از شروع نبرد از سپاه خویش سان دید تا معنویات آنان را تقویت کند و فرمود:((أشيروا عليِّ أيها الناس.. ويعني بذلك الأنصار، لأنهم كانوا أكثر عدداً، فقال له سعدُ بنُ معاذ: والله فكأنك تريدنا يا رسول الله؟ قال: أجلْ، فقال: قد آمنا بك وصدَّقناك، وشهدنا أنَّ ما جئتَ به هو الحقُّ، وأعطيناك على ذلك عهودَنا ومواثيقَنا على السمع والطاعة لك، فامضِ يا رسول الله لما أردتَ، فنحن معك، فو الذي بعثك بالحق لو استعرضتَ بنا البحر فخضتَه لخضناه معك، ما تخلَّف منا رجل واحد.. وما نكره أن تلقى بنا عدوَنا غداً وإنا لصُبُر في الحق، صُدُق عند اللقاء، فصِلْ حبال مَن شئت، واقطعْ حبال مَن شئت، وعادِ مَن شئت، وسالم مَن شئت، وخذ مِن أموالنا ما شئت، وأعطِنا ما شئت، وما أخذتَ منا كان أحبَّ إلينا ممّا تركتَ، فلعل اللهَ يُريك منا ما تقرُّ به عينُك، فسِرْ بنا على بركةِ الله))
((ای مردم، به من مشورت دهید... منظورش انصار بود؛ زیرا تعدادشان بیشتر بود. سعد بن معاذ گفت: به خدا سوگند منظورت ما هستیم ای رسول خدا؟ فرمود: آری. گفت: ما به تو ایمان آوردهایم و تو را باور داریم و گواهی دادهایم که آنچه آوردهای حق است و با دل و جان در این باره با تو عهد و پیمان بستهایم، پس هر کار دوست داری ای رسول خدا انجام بده ما با تو هستیم و سوگند به آنکه تو را به حق برانگیخته است اگر دریا را به ما نشان میدادی و در آن میپریدی ما نیز با تو در آن میپریدیم و حتی یک نفر هم از ما عقب نمینشست... و ما از برخورد با دشمن خود در فردا نمیترسیم و در راه خداوند صبور هستیم و در نبرد صادقانه میجنگیم. ارتباط خود را با هر کس میخواهی قطع کن و با هر کس میخواهی برقرار کن و با هر کس میخواهی مدارا بنما و هر چه میخواهی از اموال ما بردار و هر چه میخواهی به ما بده و آنچه از اموال ما برگرفتهای محبوبتر از باقمانده نزد ما خواهد بود و امیدواریم خداوند ما را مایهی خنکی چشمان و شادمانیات بگرداند و با برکت الهی با ما همراه باش و ما را ببر))

اما نوع رهبری که سپاه مسلمانان را در شامگاه بدر به پیروزی رساند را از برخی از کتابهای سیره برایتان بیان میکنم: تعداد سپاه مسلمانان اندک و تجهیزات آنان ناچیز بود و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم و یارانش تنها هفتاد شتر داشتند و مسافت میان مدینه و بدر بیش از صد و شصت کیلومتر بود. پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم یک ارشاد فرمود مبنی بر اینکه هر سه نفر با یک مرکب حرکت کنند و فرمود:
((وأنا وعلي وأبو لبابة على راحلة، فكان أبو لُبابة وعليُّ بن أبي طالب زميلَيْ رسولِ الله صلى الله عليه وسلم، فكانت نوبةُ رسول الله صلى الله عليه وسلم ـ أي دورُه في السير ـ فقالا له: نحن نمشي عنك ـ ليظل راكباً ـ فقال: لا.. ما أنتما بأقوى مني على السير، ولا أنا بأغنى منكما عن الأجر((
((من وعلی و ابولبابه بر روی یک مرکب خواهیم بود. ابولبابه و علی بن ابی طالب همراهان پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم بودند. نوبت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بود که از مرکب پیاده شود آن دو گفتند: ما پیاده میرویم – تا همچنان سوار باشد- اما پیامبر فرمود: خیر... شما از من توان پیاده روی بیشتری ندارید و من از شما بی نیازتر از ثواب نیستم.))
﴿ وَإِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ ﴾
﴿ و راستى كه تو را خويى والاست ﴾
توصیف دقیق دشمنان امروز:
و اکنون شما را از بعد زمانی از هفدهم رمضان سال دوم هجری به بیستم رمضان سال هزار و چهارصد و نوزده و از نظر بعد مکانی از سرزمین نبرد بدر به فسطاط مسلمانان، شهری در نزدیکی غوطه میبریم که دمشق نامیده میشود و آن روز بهترین مکان برای مسلمانان آن زمان بوده است. شهری که پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم اشرف مردم ودوست خدا دربارهاش فرموده است:((إنِّي رَأَيْتُ عَمُودَ الْكِتَابِ قَدِ انْتُزِعَ مِنْ تَحْتِ وِسَادَتِي فَأَتْبَعْتُهُ بَصَرِي فَإِذَا هُوَ نُورٌ سَاطِعٌ، فَعُمِدَ بِهَ إِلَى الشَّامِ، أَلاَ وَإِنَّ الإِيمَانَ إِذَا وَقَعَتْ الْفِتنُ بِالشَّام))
((من خوابيده بودم ناگهان متوجه شدم عمود کتاب از زير سرم برداشته شد گمان کردم آن را بردند پس به دنبال آن نگاه کردم تا اينکه به شام برده شد. آگاه باشيد هنگام وقوع فتنه ايمان در شام است.))

﴿ حَتَّى إِذَا أَخَذَتْ الأَرْضُ زُخْرُفَهَا وَازَّيَّنَتْ وَظَنَّ أَهْلُهَا أَنَّهُمْ قَادِرُونَ عَلَيْهَا أَتَاهَا أَمْرُنَا لَيْلا أَوْ نَهَاراً فَجَعَلْنَاهَا حَصِيداً كَأَنْ لَمْ تَغْنَ بِالأَمْسِ ﴾
﴿ تا آنگاه كه زمين پيرايه خود را برگرفت و آراسته گرديد و اهل آن پنداشتند كه آنان بر آن قدرت دارند شبى يا روزى فرمان [ويرانى] ما آمد و آن را چنان درويده كرديم كه گويى ديروز وجود نداشته است.﴾
((كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا لَمْ تَأْمُرُوا بِمَعْرُوفٍ وَلَمْ تَنْهَوْا عَنْ مُنْكَرٍ؟ قَالُوا: وَكَائِنٌ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللهِ ؟ قَالَ: نَعَمْ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ وأَشَدّ مِنْهُ سَيَكُونُ، قَالُوا: وَمَا أّشَدُّ مِنْهُ؟ قاَلَ: كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا رَأَيْتُمُ الْمَعْرُوفَ مُنْكَراً وَالْمُنْكَرَ مَعْرُوفاً ؟ قَالُوا: وَكَائِنٌ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللهِ ؟ قَالَ: نَعَمْ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ وَأشَدّ مِنهُ سَيَكُونُ، قَالُوا: وَمَا أَشَدُّ مِنْهُ ؟ قَالَ: كَيْفَ أَنْتُمْ إِذَا أَمَرْتُمْ بِالْمُنْكَرِ وَنَهَيْتُمْ عَنِ الْمَعْرُوفِ ؟ قَالُوا: وَكَائِنٌ ذَلِكَ يَا رَسُولَ اللهِ ؟ قَالَ: نَعَمْ، وَالَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ وَأَشَدّ مِنْهُ سَيَكُونُ))
((چگونه خواهيد بود، زمان که امر به معروف و نهى از منكر نكنيد؟! گفتند: يا رسول اللّه! آيا اين طور مى شود؟! حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمود: بلی . قسم به ذات که جان من دردست او است بدتر از آن؛ چگونه خواهید بود زمانی که خوب را زشت و زشت را خوب ببینید . گفتند: مگر این طور می شود؟ فرمود: آری قسم به ذاتی که جانم در دست اوست بدتر از آن هم خواهد بود. گفتند: بدتر از آن چیست؟ فرمود: چگونه خواهيد بود، زمانى كه بر منكر امر كنيد و از معروف نهى نماييد؟! گفتند: آيا ممكن است يا رسول اللّه صلى الله عليه و آله و سلم!؟ حضرت صلى الله عليه و آله و سلم فرمودند: قسم به ذات که جان من دردست اوست زشت تر از آن خواهد بود))
بهای پیروزی از دو واژهی ایمان و آمادگی گرفته میشود:
راز این پیروزی همیارانه و شریف چیست؟ چه کسی آن را ایجاد میکند؟ و عامل اصلی آن چیست؟ خداوند میفرماید:﴿ وَمَا النَّصْرُ إِلاَّ مِنْ عِندِ اللّهِ ﴾
﴿و پيروزى جز از جانب خداوند تواناى حكيم نيست﴾
﴿إِنْ يَنْصُرْكُمُ اللَّهُ فَلَا غَالِبَ لَكُمْ﴾
﴿اگر خدا شما را يارى كند هيچ كس بر شما غالب نخواهد شد﴾
این شروط و قواعد و ارزشها در دو واژه خلاصه میشود: ایمان وآمادگی. دربارهی ایمان میفرماید:
﴿ وَكَانَ حَقّاً عَلَيْنَا نَصْرُ الْمُؤْمِنِينَ ﴾
﴿و يارى كردن مؤمنان بر ما فرض است.﴾
﴿ وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ﴾
﴿و هر چه در توان داريد از نيرو آماده كنيد.﴾
ارتباط ایمان با پیروزی ارتباط ثابتی است:
ارتباط ایمان با پیروزی یک ارتباط ریاضی است- یعنی ثابت- که این آیه آن را توضیح میدهد:﴿يَا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضْ الْمُؤْمِنِينَ عَلَى الْقِتَالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صَابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مئة يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنْ الَّذِينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لَا يَفْقَهُونَ * الْآنَ خَفَّفَ اللَّهُ عَنكُمْ وَعَلِمَ أَنَّ فِيكُمْ ضَعْفاً فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مئة صَابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ أَلْفٌ يَغْلِبُوا أَلْفَيْنِ بِإِذْنِ اللَّهِ وَاللَّهُ مَعَ الصَّابِرِينَ﴾
﴿اى پيامبر مؤمنان را به جهاد برانگيز اگر از [ميان] شما بيست تن شكيبا باشند بر دويست تن چيره مىشوند و اگر از شما يكصد تن باشند بر هزار تن از كافران پيروز مىگردند چرا كه آنان قومى اند كه نمىفهمند * اكنون خدا بر شما تخفيف داده و معلوم داشت كه در شما ضعفى هست پس اگر از [ميان] شما يكصد تن شكيبا باشند بر دويست تن پيروز گردند و اگر از شما هزار تن باشند به توفيق الهى بر دو هزار تن غلبه كنند و خدا با شكيبايان است.﴾
آمادگی امری الهی و قطعی الثبوت و به تنهایی شرطی لازم اما ناکافی است:

«اما بعد... من تو و سربازان همراه تو را در هر حالی به تقوای الهی امر میکنم. چرا که تقوای الهی بهترین تجهیزات برای مقابله با دشمن است و بهترین راه چاره در نبرد است و تو و همراهانت را امر میکنم که بیشتر از دشمن از گناهان و نافرمانیها پرهیز کنید؛ چرا که گناهان سپاه از دشمنان ترسناکتر است. مسلمانان به علت نافرمانی دشمنان و گناه کردن آنان بر آنان پیروز میشوند و اگر همین نباشد ما قدرت پیروزی بر آنان را نداریم. تعداد ما کمتر از آنان است و تجهیزات ما به تجهیزات آنان نمیرسد و اگر از نظر گناه و معصیت با هم برابر باشیم آنان بر ما پیروز میشوند».
این ایمان است.
اما آمادگی به تنهایی شرط لازم اما باز هم کافی نیست و این بک امر الهی و قطعی الثبوت است؛ چرا که میفرماید:
﴿ وَأَعِدُّواْ لَهُم مَّا اسْتَطَعْتُم مِّن قُوَّةٍ وَمِن رِّبَاطِ الْخَيْلِ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدْوَّ اللّهِ وَعَدُوَّكُمْ ﴾
﴿و هر چه در توان داريد از نيرو و اسبهاى آماده بسيج كنيد تا با اين [تداركات] دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانيد.﴾
پس واژه ی:
﴿ مَا اسْتَطَعْتُمْ ﴾
﴿هر چه در توان داريد﴾
﴿ مِن ﴾
﴿ از ﴾
﴿وَمِنْ رِبَاطِ الْخَيْلِ﴾
﴿و از اسبهاى آماده﴾
﴿ تُرْهِبُونَ بِهِ عَدُوَّ اللَّهِ وَعَدُوَّكُمْ ﴾
﴿دشمن خدا و دشمن خودتان را بترسانيد.﴾
تمام نیرو در نشانه گیری دقیق و زدن به هدف گرد آمده است

﴿ سَنُلْقِي فِي قُلُوبِ الَّذِينَ كَفَرُواْ الرُّعْبَ بِمَا أَشْرَكُواْ﴾
﴿به زودى در دلهاى كسانى كه كفر ورزيدهاند بيم خواهيم افكند زيرا چيزى را با خدا شريك گردانيده اند.﴾
((نُصِرْتُ بالرُّعْبِ مَسِيرةَ شَهْرٍ))
((مسافت یک ماه با ایجاد ترس و وحشت پیروز شدم.))
((وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ أَلَا إِنَّ الْقُوَّةَ الرَّمْيُ))
((و هر چه در توان داريد از نيرو آماده كنيد ؛ آگاه باشید! "قوّة" همان تیراندازی است، آگاه باشید! "قوّة" همان تیراندازی است، آگاه باشید! "قوّة" همان تیراندازی است.))
((إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَجَلَّ يُدْخِلُ بِالسَّهْمِ الْوَاحِدِ ثَلَاثَةَ نَفَرٍ الْجَنَّةَ صَانِعَهُ يَحْتَسِبُ فِي صَنْعَتِهِ الْخَيْرَ وَالرَّامِيَ بِهِ وَمُنْبِلَهُ وَارْمُوا وَارْكَبُوا وَأَنْ تَرْمُوا أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ أَنْ تَرْكَبُوا لَيْسَ مِنْ اللَّهْوِ إِلَّا ثَلَاثٌ تَأْدِيبُ الرَّجُلِ فَرَسَهُ وَمُلَاعَبَتُهُ أَهْلَهُ وَرَمْيُهُ بِقَوْسِهِ وَنَبْلِهِ، وَمَنْ تَرَكَ الرَّمْيَ بَعْدَ مَا عَلِمَهُ رَغْبَةً عَنْهُ فَإِنَّهَا نِعْمَةٌ تَرَكَهَا أَوْ قَالَ كَفَرَهَا ))
((خداوند متعال با يک تير سه نفر را به بهشت مىبرد:
سازنده تير كه با نيت خير آن را مىسازد ، تيرانداز و كسى كه تير را به دست تيرانداز مىدهد. تیراندازی و سوارکاری کنید و اگر تیراندازی نمایید از سوارکاری هم برایم دوست داشتنی تر است. تنها سه مورد برای سرگرمی است؛ پرورش اسب توسط صاحب آن و بازی با خانواده و تیراندازی و تیرسازی و کسی که تیراندازی را پس از یادگیری آن رها کند و بدان تمایل نداشته باشد در حقیقت نعمتی را رها کرده است یا فرمود ناسپاسی نموده است.))
خداوند بزرگ ما را مجبور به گردآوری قدرت لازم برای مقابله با دشمن نفرموده بلکه ما را دستور به فراهم نمودن نیروی در دسترس داده است:

﴿ وَأَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ ﴾
﴿و هر چه در توان داريد از نيرو آماده كنيد.﴾
همان طور که ما باید در هر جایی که گمان ضعف میرود به دنبال نقاط قوت بگردیم و اگر مسلمانان به دنبال این امر باشند به آن دست مییابند و ناتوانی به نیرو تبدیل میگردد؛ زیرا ناتوانی محصور در نیرویی پوشیده است که خداوند آن را با حفاظت و نگهداری نزد خود تایید میکند و با این حساب نیروی ناتوانی کوهها را به جنبش میآورد و قلعهها را فرو میریزاند و خداوند میفرماید:
﴿ وَلِلَّهِ جُنُودُ السَّمَاوَاتِ وَالْأَرْضِ وَكَانَ اللَّهُ عَزِيزاً حَكِيماً ﴾
﴿و سپاهيان آسمانها و زمين از آن خداست و خدا همواره شكست ناپذير سنجيده كار است.﴾
﴿ وَنُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ وَنَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَنَجْعَلَهُمْ الْوَارِثِينَ﴾
﴿و خواستيم بر كسانى كه در آن سرزمين فرو دست شده بودند منت نهيم و آنان را پيشوايان [مردم] گردانيم و ايشان را وارث [زمين] كنيم.﴾
صداقت و اخلاص در پیروی از سنت رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم پلهای برای پیروزی:

﴿ وَقُلْ اعْمَلُوا فَسَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ وَرَسُولُهُ وَالْمُؤْمِنُونَ وَسَتُرَدُّونَ إِلَى عَالِمِ الْغَيْبِ وَالشَّهَادَةِ فَيُنَبِّئُكُمْ بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ﴾
﴿و بگو [هر كارى مىخواهيد] بكنيد كه به زودى خدا و پيامبر او و مؤمنان در كردار شما خواهند نگريست و به زودى به سوى داناى نهان و آشكار بازگردانيده مى شويد پس ما را به آنچه انجام مىداديد آگاه خواهد كرد.﴾
((إِنَّ الْمُؤْمِنَ لِلْمُؤْمِنِ كَالْبُنْيَانِ يَشُدُّ بَعْضُهُ بَعْضاً، وَشَبَّكَ أَصَابِعَهُ))
((مؤمن برای مؤمن، به منزله یک ساختمان است كه هر قسمت آن، موجب تقویت قسمت دیگر آن میشود» و (برای نشان دادن حالت آن،) انگشتان دستهای خود را در یکدیگر فرو برد.))